خرید بک لینک

اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است،

تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی،


و آن جا «انسانیت» است!

"فریدون مشیری"

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:57  توسط بی نشون |

برچسب: انسانیت, نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:00

برچسب: چشمان, نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:00

نیمایوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت : پسرم !


یک بهار،یک تابستان،یک پائیز و یک زمستان را دیدی!


از این پس همه چیز جهان تکراری است


جز مهربانی و محبت

+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 18:33 توسط بی نشون |

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36


من در این خلوتِ خاموش سکوت

اگر از یادِ تو یادی نکنم،می شکنم...!

سهراب سپهری

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 12:17 توسط بی نشون |

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36

تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه !
این نیست که با کسی دوست نباشی !
این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی !
تنهایی یعنی ” هیچکس نمیفهمه حالت بده ” . . .

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 21:6 توسط بی نشون |

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36

ﻣﯿﮕـــﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﺭﺍﻣــﺶ ﺧـــﻮﺩﺗﻢ ﮐﻪ ﺷـــﺪﻩ ﺑﺒـــﺨﺶ ﻭﻓــﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻭﻟـــﯽ ﻭﻗﺘـــﯽ ﺍﺯ ﮐﺴــﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﻗـــﻊﻧــــﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿــــﺮﻧﺠــﯽ ﻫــﺮ ﭼﻘـــﺪﺭ ﻫـــﻢ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼﺑﺒﺨـــﺸﯽ ﻭ ﻓـــﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨـــﯽ ﻧﻤﯿـــﺸﻪ ﺍﻧﮕـــﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼﺧــــﻮﺩﺗﻮ ﮔــــﻮﻝ ﻣﯿــــﺰﻧﯽ ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ ﺩﻭﺳــــﺖﻣﯿــــــادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36

بگذارید آدم ها.... هرچقد دلشان میخواهد... بچگی کنند.... آنقدر آن چشم هایتان را چپ نکنید... تا به زور به آن ها بفهمانید... که بزرگ شده اید.... بگذارید : توی خیابان بلند بلند بخندند... وسط خیابان آبنبات چوپی دست بگیرند ... اصلا دلشان میخواهد .. یک کمد عروسک داشته باشند... شما مسئول یاد آوری بزرگ شدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36

برای شناختن آدمها ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻋﺠﻠﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ، ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ، ﺫﺍﺕ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﺮﻧﺠﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺗﻬﺎﯼ ﻋﺠﻮﻻﻧﻪ ﯼ ﺯﻭﺩ ﻫﻨﮕﺎﻣﺖ ... ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36

من زن هستم و تو مرد ... اما .... نگران نباش به کسی نخواهم گفت ؛ که در پس مشکلات و درد هایی که تو برایم ساختی و تحمل کردم ، در پس نامردی و نامهربانی که دیدم و دم نزدم ! در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معرفت به خرج دادم .... در پس خيانتهايي كه ديدم و سكوت كردم ... من " مــــرد " تر بودم..... نه تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36


گاهی هم باید، خود را به اون راه زد


همیشه “فهمیدن” چیز خوبی نیست


آدمی را از پای در می آورد …


یک شب به خودت می آیی می بینی


مُرده ای ..!


تنها نقش زنده ها را بازی می کنی

+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:23 توسط بی نشون |

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36

همیشه از درونم کسی

باز می دارد مرا از تلافی

هرچه دلت می خواهد

بدی کن!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:55 توسط بی نشون |

برچسب: نویسنده: شیوا زارعی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36

صفحه بندی